نمک از دیدگاه ابو علی سینا و طب سنتی

نمک از دید ابن سینا

نمک از دیدگاه ابو علی سینا و طب سنتی

نمک از دیدگاه ابو علی سینا :

در نمک تلخی و گیرندگی هست قوتش نزدیک به قوت بورک1 است. نمك چندين نوع است : سبك و متخلخل، نمك كاني، داراني كه بلوري است، نمك نفطي و از اين رو سياه رنگ است و اگر دود كنند تا ماده نفطي از آن خارج شود چون نمك داراني مي شود . نمك هندي سياه رنگ سياهيش نفطي نيست در گوهر سياه است. نمك دريا همين كه آب ديدمي گدازد اما نمك كوهي به اين زودي گدازي نيست.

مزاج : در دوم گرم و خشك و تا تلخ تر گرم تر است.

خاصیت :

زداينده، تحليل برنده، گيرنده است و در گيرندگي بسيار فعال است و زياد بادزا است . نمك سوخته بسيار خشكاننده و گُدا زنده است و مانع گنديدگي است و خلط غليظ را سرحال آرد . قسمت روشن و درخشان نمك از خود نمك و سوخته آن لطيف تر است و گردش به آن ها نزديك است . نمك سوخته و قسمت درخشان نمك هر دو از نمك عادي گُدازنده تر و در گيرندگي كمترند، نمك كاني كمتر لطيف و كمترگُدازنده است مگر اين كه مزه بسيار قوي مانند كشني (يربوز) بدهد. در اين صورت لطيف است و گيرنده و تحليل برنده. نمك كاني را. چندين بار بشويند بدون گزش مي خشكاند . نمك سبك و كم مايه شيرين تر از سايرنمك ها است . نمك سوخته را با خوراك هاي سرد مخلوط كنند آن ها را تغيير مي دهد . نمك اندراني بادشكن است . نمك تا تلخ تر باشد گدازنده تر است . همه انواع نمك خلط هاي بند آمده (جامد) را مي گُدازند و در اين ميان نمك تلخ از همه گرمتر و گُدازنده تر است.

مصرف کمتر نمک با نمک دریایی به واسطه وجود منیزیم

آرایش :

نمك سوخته را بر دندان مالند دندان را پاك كند و از كرم خوردگي نگه دارد . نمك را بر پوست مالند.لكه هاي سياه خوني را در هر جاي باشد مي زدايد. نمك به كار بردن به اعتدال رنگ و رو را زيبايي بخشد.

ورم و جوش :

نمك با عسل و مويز ضماد دمل ها است . نمك با پونه و عسل ورم بلغمي را فرو نشاند و مورچگي را از زياد شدن منع مي كند.

زخم و قرحه :

گوشت هاي زايد و آويزه را مي خورد . داروي گري چركين و قوباء است . نمك را با روغن زيتون و سركه بر تن مالند و پهلوي آتش نشينند عرق مي كنند و خارش و بويژه خارش بلغمي تسكين يابد . نمك و روغن زيتون را بر سوختگي گذارند  و اگر نمك بوره اي و افريقي باشد بهتر است  از تاول زدن منع مي نمايد. بورك ها هيچكدام در گرد آوردن و خشكانيدن به نمك نمي رسند . نمك كه ماده رطوبتي در او است از هربوركي گُدازنده تر و خشكاننده تر و جمع آورنده تر و گيرنده تر است. زيرا در اجزاي اندام بيشتر ماندگار است.

نمک

مفاصل :

نمك و آرد و عسل ضماد شود پيچش عصب را راست كند، داروي نقرس است . نمك با روغن زيتون مخلوط كنند و بر تن مالند خستگي را دركند.

سر:

نمك و پيه هندوانه ابوجهل را بر سر مالند جوش ها را خوب كند . نمك اندراني هوش بيفزايد . نمك خوردني و بخصوص نمك اندراني لثه سست را محكم كند . نمك و سركه ضماد شود و برگوش گذارند درد گوش تسكين يابد.

چشم :

زياده گوشت پلك را ميخورد و ناخُنَه را مي زدايد . قسمت شفاف و درخشانش در درمان تم و سفيدي چشم ويژگي دارد . لكه سياه خوني كه در چشم پديد آيد نمك و روغن زيتون و عسل را ضماد كنند و بر چشم گذارند لكه را از بين مي برد.

اندام های تنفسی :

نمك اندراني ونفطي و سايرنمك ها بلغم لزج را در سينه از هم مي پاشند.

نمك نفطي را با عسل و سركه به كام بيندايند در درمان خناق و ورم زبان كوچك و خرخر كردن مفيد است.

اندام های دفعی :

همه انواع نمك مواد دردي را بيرون ريزند وسرازير شدن خوراك را آسان كنند.

نمك نفطي بلغم گنديده و ماده آبكي ومراري و سودا را پراكنده كند  و در حقنَه بكار مي برند

نمك بسيار سياه كه نفطي نيست بلغم و سودا را بيرون راند نمك تلخ در بيرون انداختن سودا بسيار فعال است نمك اندراني در بيرون ريختن بلغم نارسيده بسيار موثر است و سودا را اسهال دهد. تنها نمك خود به خود بهترين داروي ديزانتري است نمك داروهاي مسهل را در بركندن سودا و رطوبت هاي لزج از اجزاي اندامان كمك مي كند و اگر با عسل و پونه باشد باز در بركندن سودا و رطوبت هاي لزج موثر است و قَرحه هاي ذكر را معالجه مي كند.

زهرها :

با تخم كتان ضماد شود پادزهر نيش كژدم است . با پونه كوهي و زوفا و عسل پادزهر مار شاخدار است . با سركه و عسل پادزهرهزارپا و زنبورها است. نمك و سكنجبين گزند اَفيون و قارچ سمي را خنثي كند.

نمک دریا در آمریکا

 

ملح اندرانی : به فارسی نمک سنگ بلوری نامند و او بهترین اقسام است

ملح نفطی : از جمله  معدنی و سیاه و بدبوی و با نفطیه است و از آتش ، نفطیه  او زایل می شود و سفید می گردد

بورق : چیزی است مانند نمک ملح آبدار برات سدیم که فرمول شیمیایی آن میباشد.

یربوز:  گیاهی ازتیر. اسفناجیان که علفی است و در اکثر نقاط آسیا و آفریقا و جنوب اروپا میروید ازاین گیاه ماده قرمز رنگی بدست می آورند .

دیزانتری : اسهال خونی

ناخنه : مرضی است از امراض چشم و آن گوشتی باشد که در گوشه  چشم بهم میرسد و بتدریج تمام چشم را می گیرد. گویند از نگاه کردن به ستاره  سهیل آن کوفت برطرف می شود. و آنچه در چشم آدمی بهم میرسد اگر علاج نکنند زیاده گردد و آنچه در چشم اسب و استر بهم رسد اگر در ساعت نبرند هلاک سازد

قرحه : زخم، ریش، جراحت، آبله

قوباء : جوش های جلدی که بر اثر برخی امراض عفونی و به علت اختلالات عروقی عصبی تولید می شود. جوش های قوباء بر اثر فشار انگشت محو و پس از رفع فشار مجدداً هویدا می گردند. علت پیدایش قوباء را بیشتر به علت احتقان عروق جلدی می دانند.

گدازنده : ذوب کننده. حل کننده. آب کننده

 

 

 

5 (100%) 1 vote

مقالات

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

ارسال دیدگاه برای این مطلب

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


فهرست